تبلیغات
ایران جوان موزیک - پلّه هایی که به کاشانه ی مجنون می رفت

پلّه هایی که به کاشانه ی مجنون می رفت

پنجشنبه 2 شهریور 1396 01:34 ق.ظنویسنده : رضا جهانگیری

 
 یه مقیاس برای اینکه دستم بیاد سرعتی رو که اخیرا دارم باهاش اسب می تازونم به سرزمین دیوونه ها...

جالب بود برای خودم حتّی، یه کتاب دستم بود که روی جلدش بر چسب قیمت داشت. داشتم سعی می کردم از روی جلد بکَنمش که مغزم گفت: "اگه اینو الآن بکَنیش، شاید در آینده دلت بخواد بفهمی این کتاب رو تو جوونی هات به چه قیمتی خریدی و اون موقع راهی نداری واسه فهمیدنش."

هیچی دیگه. دوباره چسبوندمش سر جاش. فقط شفا می خوام. شفا. یعنی حتّی برای اتیکت قیمت هم تره خورد می کنم. چی ام من واقعا؟ چه نوع ویروسی گرفتم؟


الآنم باز ویولون اومده بیرون پنجره، آرشه می کشه رو مخمون. و صداش نه اون قدری واضحه که بفهمم چی داره می زنه، نه اون قدری کمه که نادیده بگیرمش. دقیقا فرقی با ویز ویز مگس نداره.

...فکر کنم فهمیدم داره جان مریم می زنه. من حتّی نمی دونم کیه. همسایه ست یا از این دوره گرد ها؟ به من چه مربوط واقعا. هعی.
برچسب ها: اتیکت قیمت ، برچسب قیمت ، قیمت ، کتاب ، ویولون ، جان مریم ، ویولون نواز آنسوی پنجره ،
آخرین ویرایش: - -

 
جمعه 16 آذر 1397 04:04 ب.ظ
Currently it seems like BlogEngine is the preferred
blogging platform out there right now. (from what I've read) Is
that what you're using on your blog?
یکشنبه 4 آذر 1397 11:57 ب.ظ
What's up, just wanted to say, I enjoyed this blog post.
It was funny. Keep on posting!
جمعه 13 مهر 1397 11:19 ق.ظ
9. UCLA College of Theater, Movie, and Tv.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر